هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند.

خرید بک لینک
زمانی كه تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت میكند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی. خودت را بپذیر؛ هر چه كه هستی حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر؛ تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی. زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت. عشق یك تجربه هست، ولی زبان بسیار مكار است. پس مراقب زبانت باش. سكوت را بر خودت تحمیل نكن. هیچ چیز را برخودت تحمیل نكن. شادی كن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت و آرامش واردت میشود. توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر جهان است.اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا میگردد و منحصر به فرد. هرگاه عاشق باشی، احساس عجز كامل میكنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو میخواهی هر كاری را برای معشوقت انجام دهی، اما میفهمی كه كاری از دستت بر نمیآید. اما عشق یعنی همین كه تمام فكرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهدهات بر نیاید. تو نمیتوانی انسانی را تصاحب كنی، زیرا او یك شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است. اگر نتوانی با معشوقت ساكت بمانی؛ بدان كه هنوز عاشق نشدهای. تنها راه كسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر میشود. هر چه بیشتر ایثار كنی؛ بیشتر میگیری. والاترین انسان كسی هست كه با عزمی شكست ناپذیر؛ انتخاب كند. هر موجودی؛ یك سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه. اگر بتوانی تماماً و یك دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس میشود نه تنها برای خودت بلكه برای دیگران هم اصلاً تو برای دنیا بركت و نشاط خواهی شد. هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....ادامه مطلب

ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:45

مناجات تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ | 10:0 | نویسنده : شاهرخ محمودی مناجات خواجه عبدالله انصاریالهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بیچرا، و در ذات بیچند، و در صفات بیچونی. الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در می هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....ادامه مطلب

ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال می‌کنید

برچسب: مناجات, نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:13

کوچیک که بودیم چه دلای بزرگی داشتیم بزرگ که شدیم چقدر دلتنگیم کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش میتوان خواند... اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیفهمد دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم که سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست خدایا ای کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگییم خط کشیدن و نقاشی روی دیوار باشد کاش کوچک بودم تا از ته دل میخندیدم تا مجبور نباشم تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ای کاش هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....ادامه مطلب

ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال می‌کنید

برچسب: کودکی, نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:13

مناجات خواجه عبدالله انصاری الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بیچرا، و در ذات بیچند، و در صفات بیچونی. الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی. الهی! یكتای بیهمتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....ادامه مطلب

ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال می‌کنید

برچسب: مناجات شعبانیه,مناجات با خدا,مناجات,مناجات بهایی,مناجات امیرالمومنین,مناجات برای متصاعدین,مناجات ماه رمضان,مناجات محمد معتمدی,مناجات با خدا شعر,مناجات نامه, نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:43

سر گشته در این بادیه تا چند بپوئیمای کعبه مقصود ترا از که بجوئیمما شیفته باد صبائیم شب و روزباشد که نسیمی ز ریاض تو ببوئیمگر در حرمت محرم اسرار نباشیمباری نه بس است این که گدای سر کوئیمدر دین وفا سجده ما نیست نمازیتا چهره بخون دل آشفته نشوئیمبر هستی ما سنگ فنایی بزن ای عشقچون غرفه بحریم چه محتاج سبوئیمرقص و طرب ما همه از زخم تو باشدکاندر حم چوگان رضای تو چو گوئیمما همچو حسین از غمت آشفته سرشتیممعذور همی دار گر آشفته بگوئیم ---- منصور حلاج ---- هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....ادامه مطلب

ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال می‌کنید

برچسب: حلاج,حلاج شفیعی کدکنی,حلاج الوقت,حلاج بیژن الهی,حلاج که بود,حلاج علی میرفطروس,حلاجی پنبه,حلاج وشانیم,حلاجی در نساجی,حلاج الوقت كلمات, نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:43

صفحه بندی